ذبيح الله صفا

47

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

فضل اللّه همدانيست كه از سال 727 وزارت ابو سعيد را بر عهده داشت تا در انقلابات بعد از آن سلطان ، اندكى پس از فوت او ، كشته شد ( رمضان 736 ) . خواجه غياث الدين محمّد مردى فاضل و نيكونهاد و دانش‌دوست و ادب‌پرور و شخصا نويسنده و مترسّل بليغ بود و اكثر افاضل عهد را در كنف حمايت خود داشت و « هر شب جمعه با علماء موالى طرح صحبت انداخته در چهار صفه كه از صفاى باطن فرخنده ميامنش حكايت كردى مىنشست و آن جماعت را على اختلاف مراتبهم در آن مجلس جاى مىداد و بعد از وقوع مباحثهء علمى از هركس سخنى سنجيده مىشنيد او را به خود نزديكتر ميگردانيد » « 1 » . از جملهء فاضلانى كه به خدمت خواجه غياث الدين محمّد اختصاص وافر داشتند يكى حمد اللّه مستوفى بود كه تاريخ گزيده را در سال 730 بنام او تأليف كرد و ديگر قاضى عضد الدين ايگى كه كتاب مواقف و فوائد غياثيه و شرح مختصر ابن حاجب را بنام او نوشت و ديگر قطب الدين رازى كه كتاب شرح مطالع و شرح شمسيه را باسم او تأليف كرد . سلمان ساوجى او را در بعضى از قصايد خود ستود و اوحدى مراغه‌اى جام‌جم را بنام وى ساخت . خواجه غياث الدين ربع رشيدى را كه بعد از قتل خواجه رشيد الدين فضل اللّه دستخوش غارت و ويرانى شده بود دوباره معمور و بر كار كرد ليكن بعد از قتل او باز آن ربع‌آباد را اراذل و اوباش بغارت دادند و بسيارى از نفائس كتب و آثار را تاراج كردند . وجود وزيران اين عهد ، حتّى آنها كه در علم و فضل مرتبهء اعلى نداشتند ، در دورهء پراضطراب مغول ، عهدى كه غلبه با وحشيان بت‌پرست يا غير مسلمان مغول و تاتار و مردم غارت‌گر نابكار و قتّال و سفّاك بود ، بواقع مغتنم شمرده ميشد . اينان كه ايرانى و غالبا مسلمان و فاضل و فضل‌دوست بودند ، هم در حفظ سنن و آداب تا آنجا كه مقدورشان بود كوشيدند و هم توانستند حوزه‌هاى فروريخته و ازهم‌گسيختهء علم و ادب را فىالجمله رونقى بخشند و با ايجاد كتابخانها و گردآوردن اديبان و فاضلان و شاعران و بزرگداشت آنان و تشويق ايشان بتأليف كتابها و ايجاد منظومها و سرودن قصيده‌ها باعث آن شوند كه بازار

--> ( 1 ) - حبيب السير چاپ تهران ج 3 ص 224 - 225